بیش از یک قرن است که یکی از مشهورترین صحنههای ادبیات مدرن، بهعنوان روایتی برگرفته از زندگی جیمز جویس خوانده میشود. صحنه شام کریسمس در رمان «چهره مرد هنرمند در جوانی»، جایی که بحثی خانوادگی بر سر چارلز استوارت پارنل، رهبر ملیگرای ایرلند، به جدالی تند میان اعضای خانواده تبدیل میشود، برای نسلهای مختلف خوانندگان نماد شکافهای سیاسی و مذهبی ایرلند بوده است. اما مقالهای که بریجت هوریکن در وبسایت انتشارات دانشگاه پرینستون منتشر کرده، با مرور یافتههای کتاب «جیمز جویس؛ یک زندگی سیاسی» نوشته فرانک کالانان، این پرسش را مطرح میکند که آیا این شام مشهور اصلاً در واقعیت رخ داده است؟
هوریکن گزارش خود را با خاطرهای شخصی آغاز میکند. او مینویسد نخستین باری که مادرش برای صرف ناهار یکشنبه به خانه خانواده همسر آیندهاش در شهر کوچک راسکامن رفت، از اینکه گفتوگوی آرام خانوادگی ناگهان به مشاجرهای سیاسی تبدیل شد، شگفتزده شد. مادرش بعدها آن صحنه را با شام کریسمس رمان جویس مقایسه کرد. همین اشاره نشان میدهد آن بخش از رمان تا چه اندازه در فرهنگ ایرلند ریشه دوانده است؛ تا جایی که به استعارهای برای لحظهای تبدیل شده که اختلافهای سیاسی آرامش خانواده را بر هم میزند.
در رمان، روایت از زاویه دید استیون ددالوس، پسربچهای نهساله، نقل میشود که شاهد بحث بزرگترها درباره سقوط چارلز استوارت پارنل است. پارنل، رهبر جنبش ملیگرای ایرلند، پس از افشای رابطه خارج از ازدواجش، با فشار کلیسای کاتولیک و بخشی از سیاستمداران از قدرت کنار گذاشته شد. این ماجرا که به «شکاف پارنل» مشهور شد، جامعه ایرلند را به دو اردوگاه تقسیم کرد. در خانه جویس، پدر استیون و دوستش از پارنل دفاع میکنند و دانته، پرستار و آموزگار کودک، موضع کلیسا را نمایندگی میکند. به اعتقاد هوریکن، قدرت این صحنه در آن است که یکی از بزرگترین بحرانهای سیاسی ایرلند را در قالب گفتوگویی خانوادگی به تصویر میکشد؛ گویی سرنوشت یک ملت در اطراف یک میز غذا خلاصه شده است.
سالها تصور غالب این بود که این صحنه بازآفرینی دقیق خاطرهای از کودکی جویس است. این برداشت بیش از هر چیز مدیون ریچارد المان، زندگینامهنویس برجسته جویس، است. المان در کتاب مشهور خود بدون تردید مینویسد این مشاجره در کریسمس سال ۱۸۹۱ در خانه خانواده جویس رخ داده و آنقدر شدید بوده که همسایهها نیز صدای آن را شنیدهاند. او حتی اضافه میکند دانته چند روز بعد برای همیشه خانه را ترک کرده است. هرچند بعدها برخی پژوهشگران از تمایل المان به یکی دانستن داستانهای جویس با زندگی واقعی او انتقاد کردند، تقریباً هیچکس درباره واقعی بودن شام کریسمس تردیدی به خود راه نداد.
به نوشته هوریکن، این وضعیت تا انتشار کتاب «جیمز جویس؛ یک زندگی سیاسی» ادامه داشت؛ کتابی که فرانک کالانان، پژوهشگر تاریخ و سیاست ایرلند، سالها روی آن کار کرده بود. کالانان که در سال ۲۰۲۱ درگذشت، فرصت انتشار کتابش را پیدا نکرد و همسرش، بریجت هوریکن، نسخه نهایی را برای چاپ آماده کرد. او در این کتاب برای نخستین بار این پرسش را به شکلی جدی مطرح میکند که آیا اساساً چنین شامی در تاریخ خانواده جویس وجود داشته است؟
کالانان در آغاز اعتراف میکند اگر پاسخ این پرسش منفی باشد، نتیجهای ناامیدکننده خواهد بود؛ زیرا این صحنه به بخشی از حافظه تاریخی ایرلند تبدیل شده است. با این حال، او با بررسی اسناد موجود، از جمله خاطرات استانیسلاوس جویس، برادر نویسنده، زمان واقعی خروج دانته از خانه و همچنین نسخه اولیه رمان با عنوان «استیون قهرمان»، به نتیجهای متفاوت میرسد. به باور او، هیچ مدرک معتبری وجود ندارد که نشان دهد چنین گفتوگویی دقیقاً به همان شکلی که در رمان آمده، رخ داده باشد. کالانان با لحنی محتاطانه مینویسد که با وجود تأسف، شواهد پژوهشی او را به این نتیجه میرساند که هیچ رویدادی منطبق بر آن صحنه در واقعیت اتفاق نیفتاده است.
هوریکن توضیح میدهد هنگام آمادهسازی کتاب، لوکا کریسپی، از برجستهترین پژوهشگران جویس، پیشبینی کرده بود همین نتیجه به تیتر اصلی نقدهای کتاب تبدیل خواهد شد. پیشبینی او نیز درست از آب درآمد. بسیاری از واکنشها نه بر دیگر یافتههای کتاب، بلکه بر همین ادعا متمرکز شد. از جمله ترنس کیلین، پژوهشگر جویس، در نقدی که در روزنامه Irish Times منتشر کرد، استدلال کالانان را قانعکننده ندانست و نوشت شخصیتهای حاضر در صحنه، زمان وقوع ماجرا و سن جویس همگی با واقعیت تاریخی سازگارند؛ بنابراین همچنان میتوان این صحنه را بازتاب یک رخداد واقعی دانست.
اما هوریکن معتقد است همین واکنشها موضوع مهمتری را آشکار میکنند. او میپرسد چرا خوانندگان تا این اندازه مایلاند باور کنند شام کریسمس واقعاً برگزار شده است؟ پاسخ او به قدرت رئالیستی نویسندگی جویس برمیگردد. جویس جهان را دقیقاً از زاویه دید کودکی نهساله بازسازی کرده است؛ کودکی که از پیچیدگیهای سیاست و اخلاق چیزی نمیفهمد، اما تنش، خشم و اضطراب بزرگترها را بهخوبی درک میکند. همین دقت روانشناختی باعث شده خواننده احساس کند با خاطرهای واقعی روبهرو است.
هوریکن در ادامه به موضوع حافظه میپردازد و یادآوری میکند که از زمان فروید به بعد، روانشناسان بارها نشان دادهاند حافظه انسان بازتاب دقیق گذشته نیست. خاطرات در ذهن بازسازی میشوند، تغییر میکنند و گاه چند تجربه مختلف در هم میآمیزند. با وجود این، بسیاری از خوانندگان همچنان تاریخ و خاطره را معادل حقیقت میدانند و داستان را محصول تخیل صرف تلقی میکنند. به باور او، شام کریسمس جویس نمونه روشنی از این برداشت است؛ صحنهای که آنقدر طبیعی و باورپذیر نوشته شده که مخاطب فراموش میکند با یک اثر ادبی روبهرو است.
این موضوع زمانی پیچیدهتر میشود که تقریباً همه شخصیتهای حاضر در آن صحنه، معادلهایی واقعی در زندگی جویس دارند. پدر، دانته، دوستان خانواده و حتی خود استیون، همگی از شخصیتهای واقعی الهام گرفته شدهاند. همین شباهتها مرز میان واقعیت و تخیل را مبهم کرده است. هوریکن معتقد است جویس با کنار هم گذاشتن افراد واقعی، تجربههای مختلف و گفتوگوهایی که در زمانهای متفاوت رخ دادهاند، صحنهای آفریده که حقیقت ادبی آن از هر گزارش تاریخی تأثیرگذارتر است.
در بخش پایانی مقاله، نویسنده یادآوری میکند که کتاب کالانان در اصل برای پاسخ دادن به پرسشی بزرگتر نوشته شده است. اگر جویس پس از سال ۱۹۱۲ تقریباً درباره رویدادهای سیاسی زمانه خود سکوت کرد و درباره جنگ جهانی اول، قیام عید پاک، استقلال ایرلند یا ظهور فاشیسم موضع علنی نگرفت، چرا باید از «زندگی سیاسی» او سخن گفت؟ کالانان پاسخ میدهد سیاست در آثار جویس در قالب بیانیه یا سخنرانی ظاهر نمیشود؛ در ساختار داستانها، شخصیتها و شیوه روایت او جریان دارد. شام کریسمس، خواه ریشه در یک خاطره واقعی داشته باشد و خواه حاصل آفرینش ادبی باشد، یکی از روشنترین نمونههای این پیوند است.
هوریکن در پایان نتیجه میگیرد که شاید واقعی بودن یا نبودن این شام، مهمترین پرسش درباره آن نباشد. آنچه این بخش از رمان را ماندگار کرده، توانایی جویس در تبدیل تجربههای پراکنده زندگی به روایتی است که حقیقتی عمیقتر از واقعیت تاریخی را بیان میکند. شاید شام کریسمس هرگز به همان شکلی که در رمان آمده برگزار نشده باشد، اما تصویری که جویس از شکافهای سیاسی، مذهبی و خانوادگی ایرلند خلق کرده، همچنان یکی از ماندگارترین صحنههای ادبیات مدرن است؛ صحنهای که نشان میدهد گاهی ادبیات بهتر از تاریخ میتواند حقیقت یک دوران را روایت کند.

🗣 نظرات (0)