کتابزی: رضا ساکی در نشست «زنده ماندن در جهان داستایفسکی» که در کتابفروشی خوارزمی برگزار شد، با تأکید بر اینکه مهمترین مانع در خواندن آثار داستایفسکی، تصور «فهمیدن سریع» آنهاست، گفت مخاطبان نباید رمانهای این نویسنده روس را به چند گزاره اخلاقی یا فلسفی فروبکاهند. او همچنین با مقایسه داستایفسکی با فردوسی، حافظ، مولوی، سعدی و نویسندگان کلاسیک فارسی، بر ضرورت خواندن لایهمند آثار ادبی تأکید کرد.
ساکی در ابتدای سخنانش با اشاره به تجربهای که در کتابفروشی خوارزمی داشته است، گفت: «چند وقت پیش دیدم دختری از فروشنده پرسید جنایت و مکافات، برادران کارامازوف و قمارباز را دارید؟ وقتی برادران کارامازوف را دستش دادند، هم از حجم کتاب جا خورد و هم احتمالاً از قیمتش. چند لحظه مردد ماند و بعد بدون خرید از کتابفروشی بیرون رفت. همانجا با خودم گفتم کاش از او میپرسیدم چرا میخواهد خواندن داستایفسکی را از این کتاب شروع کند؛ چرا شبهای روشن یا نازنین نه؟»
او افزود همین اتفاق باعث شد به فکر برگزاری نشستی بیفتد که به جای معرفی آثار داستایفسکی، درباره شیوه ورود به جهان او باشد.
ساکی در ادامه با بیان اینکه «ادبیات پیچیده است»، گفت: «ما معمولاً درباره فردوسی، حافظ یا داستایفسکی یک اشتباه میکنیم؛ فکر میکنیم آثارشان سادهاند. اگر بخواهم خلاصه حرفم را بگویم، باید بگویم داستایفسکی از آن نویسندگانی است که بیشتر از آنکه بد فهمیده شود، زود فهمیده میشود. خیلی زود خیال میکنیم فهمیدهایم جنایت و مکافات چه میخواهد بگوید و بعد همه آن را به این جمله تقلیل میدهیم که «دیگران را قضاوت نکنید.»»
او تأکید کرد که ادبیات بزرگ، لایههای متعدد دارد و خواننده باید از ظاهر متن عبور کند. به گفته او، این مسئله تنها درباره داستایفسکی نیست و نویسندگان کلاسیک فارسی نیز بارها نسبت به سطحیخوانی آثارشان هشدار دادهاند.
او در بخش دیگری از سخنانش به دشواری خواندن آثار داستایفسکی اشاره کرد و گفت: «خیلیها برادران کارامازوف یا جنایت و مکافات را شروع میکنند و نیمهکاره رها میکنند. دلیلش فقط حجم کتاب نیست. داستایفسکی بیشتر از آنکه قصه را جلو ببرد، وارد ذهن شخصیتهایش میشود. از یک جایی احساس میکنید کتاب حرکت نمیکند، چون کشمکش اصلی در ذهن آدمهاست.»
ساکی اضافه کرد که کنار گذاشتن آثار داستایفسکی، بیش از آنکه ناشی از خستگی باشد، واکنشی روانی به دشواری متن است. او گفت: «گاهی چون نمیدانیم نویسنده دقیقاً چه میگوید یا چرا اینقدر روی یک وضعیت مکث میکند، کتاب را کنار میگذاریم.»
او همچنین با اشاره به نظر ویرجینیا وولف درباره داستایفسکی گفت: «ویرجینیا وولف میگوید رمانهای داستایفسکی مانند گردابهایی هستند که انسان را به درون خود میکشند و کاملاً از جنس روح ساخته شدهاند. بنابراین اولین شرط خواندن او این است که پیچیدگی آثارش را بپذیریم.»
ساکی در ادامه یکی از برداشتهای نادرست درباره داستایفسکی را فیلسوف دانستن او عنوان کرد و گفت: «داستایفسکی نه فیلسوف است، نه جامعهشناس و نه روانشناس. اگر با این تصور سراغ آثارش بروید که قرار است یک کتاب فلسفی بخوانید، از همان ابتدا مسیر را اشتباه رفتهاید. او نویسنده است؛ نویسندهای که البته بر فیلسوفان، روانشناسان و متفکران بعد از خود تأثیر گذاشته، اما آثارش رساله فلسفی نیست.»
او همچنین به وجه کمتر دیدهشده آثار داستایفسکی اشاره کرد و گفت: «وقتی از طنز ادبیات روسیه حرف میزنیم، معمولاً گوگول و چخوف را به یاد میآوریم، اما کمتر کسی از داستایفسکی به عنوان طنزنویس نام میبرد؛ در حالی که آثاری مانند تمساح، همزاد و یک اتفاق مسخره نشان میدهد او در طنز هم نویسنده توانایی بوده است.»
ساکی در پایان سخنانش درباره عنوان نشست توضیح داد: «منظورم از «زنده ماندن در جهان داستایفسکی» دو چیز بود؛ یکی اینکه هنگام خواندن آثار او دوام بیاوریم و کتاب را نیمهکاره رها نکنیم و دوم اینکه ببینیم در روزگار پر از جنگ، بحران، اضطراب و ناامیدی امروز، داستایفسکی چه کمکی به ما میکند.»
او معتقد است آثار داستایفسکی اگرچه از دل تاریکی، فقر و رنج آغاز میشوند، اما مقصدشان امید و اخلاق است. ساکی گفت: «اگر آن دالان تاریک ابتدای آثار داستایفسکی را تحمل کنیم و همراهش پیش برویم، به جایی میرسیم که از مهربانی، فداکاری و امکان اخلاقی زیستن حرف میزند. به همین دلیل فکر میکنم امروز، بیش از هر زمان دیگری، وقت خواندن داستایفسکی است؛ البته به شرط آنکه آرام قدم بزنیم و خیال نکنیم با یک بار خواندن، جهان او را فهمیدهایم.»

🗣 نظرات (0)