انتشار دوبارهی نمایشنامهی «استنطاق» نوشتهی پتر وایس با ترجمهی فرامرز بهزاد در انتشارات خوارزمی، فرصتی است برای بازگشت به یکی از مهمترین متنهای نمایشی قرن بیستم؛ اثری که نخستینبار در سال ۱۳۶۰ در ایران منتشر شد و حالا پس از سالها با طرح جلد تازه و در چاپ دوم خود در سال ۱۴۰۵ دوباره در دسترس خوانندگان قرار گرفته است. «استنطاق» از آن دسته کتابهایی نیست که ارزش خود را تنها از تاریخ انتشار یا شهرت نویسنده بگیرد؛ این نمایشنامه هنوز پرسشی بنیادین را پیش روی مخاطب میگذارد: چگونه ممکن است یک جامعه، یک نظام اداری و مجموعهای از انسانهای معمولی به بخشی از یک ماشین کشتار تبدیل شوند؟
پتر وایس این نمایشنامه را در سال ۱۹۶۵ و بر اساس دادگاه آشویتس فرانکفورت نوشت؛ دادگاهی که بین سالهای ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۵ برگزار شد و در آن شماری از مسئولان اردوگاه آشویتس دربارهی نقش خود در جنایتهای نازیها محاکمه شدند. وایس که روند دادگاه را دنبال کرده بود، به جای نوشتن یک درام تاریخی معمول، متن خود را بر پایهی اسناد و شهادتها ساخت. حاصل، نمایشنامهای است که نه یک بازسازی داستانی از آشویتس، بلکه مواجههای مستقیم با زبان قربانیان، انکارهای متهمان و پرسش مسئولیت است.
نمایشنامهای بدون قهرمان و حادثه
یکی از جذابترین ویژگیهای «استنطاق» این است که برخلاف بیشتر نمایشنامهها، شخصیت اصلی ندارد. در اینجا خبری از قهرمان، نقطهی اوج داستانی یا کشمکش فردی نیست. صحنه شبیه دادگاه است: قاضی، دادستان، وکلا، متهمان و شاهدان روبهروی هم قرار میگیرند و حقیقت از خلال پرسش و پاسخها شکل میگیرد.
اما همین حذف عناصر آشنای درام باعث شده اثر وایس قدرتی ویژه پیدا کند. او به جای آنکه جنایت را بازسازی کند، اجازه میدهد خودِ شهادتها بار عاطفی و اخلاقی اثر را بر دوش بکشند. در «استنطاق»، آشویتس را نمیبینیم؛ آن را از زبان کسانی میشنویم که آن را تجربه کردهاند. این انتخاب هنری باعث شده نمایشنامه به یکی از نمونههای شاخص تئاتر مستند تبدیل شود؛ جریانی که مرز میان سند تاریخی و اثر هنری را بررسی میکند.
از دادگاه تا صحنهی تئاتر
وایس متن خود را از صورتجلسهها و گزارشهای دادگاه استخراج کرد، اما «استنطاق» صرفاً انتقال اسناد به صحنه نیست. او با انتخاب، حذف و تنظیم شهادتها، ساختاری ادبی به آنها داد. نمایشنامه در یازده بخش یا «سرود» تنظیم شده است؛ از «سرود سکوی بارگیری» آغاز میشود و مسیر قربانیان را از ورود به اردوگاه تا اتاقهای مرگ و کورههای آدمسوزی دنبال میکند. عنوان فرعی اثر نیز «اوراتوریو در یازده سرود» است؛ اصطلاحی که معمولاً برای آثار موسیقایی آیینی به کار میرود و به متن حالتی شبیه سوگواری جمعی میدهد.
این ساختار، یکی از شباهتهای مهم نمایشنامه با سفر دوزخ در «کمدی الهی» دانته دانسته شده است؛ اما دوزخ وایس نه جهانی اسطورهای، بلکه دوزخی است که انسان مدرن در قرن بیستم ساخته است. مخاطب قدمبهقدم با سازوکاری روبهرو میشود که در آن قتل، به یک روند اداری و سازمانیافته تبدیل شده است.
شر چگونه عادی میشود؟
شاید مهمترین پرسش «استنطاق» این نباشد که چه کسانی مرتکب جنایت شدند، بلکه این باشد که چگونه چنین جنایتی امکانپذیر شد. وایس کمتر به تصویر هیولاها علاقه دارد؛ او به سازوکاری نگاه میکند که انسانهای عادی را وارد یک نظام خشونت میکند. بسیاری از متهمان در دادگاه تلاش میکنند نقش خود را کوچک نشان دهند: یکی میگوید فقط دستور اجرا کرده، دیگری میگوید مسئولیت محدودی داشته است. نمایشنامه اما این پرسش را مطرح میکند که آیا انجام دادن یک وظیفهی اداری میتواند مسئولیت اخلاقی انسان را از بین ببرد؟
از همینجاست که «استنطاق» از یک اثر دربارهی جنگ جهانی دوم فراتر میرود. موضوع آن تنها گذشته نیست؛ دربارهی هر دورهای است که در آن انسانها ممکن است در برابر خشونت سازمانیافته سکوت کنند یا مسئولیت خود را به ساختارها واگذار کنند.
نمایشنامهای که خودش یک رویداد تاریخی شد
اجرای نخست «استنطاق» نیز به اندازهی متن آن اهمیت تاریخی داشت. این نمایشنامه در اکتبر ۱۹۶۵ به شکل همزمان در چندین تماشاخانهی آلمان و همچنین در لندن اجرا شد و به یک رویداد فرهنگی مهم تبدیل شد. در جامعهی آلمان پس از جنگ، که هنوز با میراث نازیسم و مسئلهی مسئولیت تاریخی خود درگیر بود، نمایشنامهی وایس نقش مهمی در باز کردن دوبارهی این بحث داشت.
ترجمهای که دوباره به کتابخانهها بازمیگردد
انتشار ترجمهی فرامرز بهزاد از «استنطاق» در ایران، بخشی از مسیر معرفی ادبیات نمایشی مدرن آلمان به فارسیزبانان بود. حالا تجدید چاپ این اثر در خوارزمی پس از بیش از چهار دهه، فرصتی است برای نسل تازهای از خوانندگان تا با متنی روبهرو شوند که اهمیتش تنها در موضوع تاریخی آن نیست؛ بلکه در پرسشی است که همچنان باقی مانده: در برابر شر سازمانیافته، مسئولیت انسان از کجا آغاز میشود؟
«استنطاق» نمایشنامهای دربارهی آشویتس است، اما در نهایت دربارهی حافظه، فراموشی و وظیفهی انسان برای شنیدن شهادتهایی است که تاریخ تلاش کرده خاموششان کند.
مشخصات کتاب در روزبوک


🗣 نظرات (0)