نشست رونمایی و بررسی کتاب «سوگ از آن آدمیست» نوشتهی اسلون کرازلی، ۲۷ شهریور در کتابسرای راوی برگزار شد. در این نشست، ریحان جعفریزاده و ماهاندخت صالحی، مترجمان کتاب، همراه با هاجر رزمپا، محمد درویش و نیکتا رضاخواه دربارهی این کتاب و تجربههای مرتبط با سوگ و فقدان سخن گفتند. بخش مهمی از این نشست به تجربهی مترجمان در مواجهه با متن کرازلی و نگاه کتاب به سوگ اختصاص داشت.

ریحان جعفریزاده در آغاز سخنانش به عنوان کتاب اشاره کرد و گفت: «اگر انسان باشید، با سوگ مواجه خواهید شد؛ هر فقدانی میتواند سوگ به همراه داشته باشد.»
او در ادامه با اشاره به جملهای که در مراسم خاکسپاری پدربزرگش شنیده بود، گفت: «در مراسم خاکسپاری پدربزرگم کسی گفت: «امیدوارم آخرین غمتان باشد.» من با خودم فکر کردم اگر این آخرین غم باشد، نفر بعدی باید خودم باشم. تا وقتی زندگی ادامه دارد، سوگ هم ادامه دارد.»
جعفریزاده با تأکید بر اینکه با تعبیر «عبور از سوگ» موافق نیست، توضیح داد: «عبوری در کار نیست. زندگی با جای خالی است. تلاش برای اینکه از سوگ عبور کنیم، در خودش نوعی انکار دارد. سوگ یعنی یاد بگیریم با جای خالی زندگی کنیم؛ نه اینکه بعد از آن زندگی کنیم یا بخواهیم این جای خالی را پر کنیم. باید این فاصله و جای خالی را ببینیم و در کنار آن زندگی کنیم.»
او که روانشناس نیز هست، در ادامه به تجربهی خود در فضای درمان اشاره کرد و گفت یکی از کارهای مهم در این فضا، تبدیل تجربههای درونی به کلمه است: «ما کمک میکنیم تجربههای درونی آدمها به کلمه تبدیل شوند؛ چیزی که درونشان درهم و نامرتب است، وقتی به زبان میآید، شکل دیگری پیدا میکند و گاهی همین کلمهدار شدن میتواند التیامبخش باشد.»
به گفتهی جعفریزاده، داستانها و اسطورهها نیز بارها قدرت کلمات را نشان دادهاند؛ جایی که چیزی با گفتن و نامگذاری از وضعیت پیشین خود خارج میشود. او این ایده را به تجربهی سوگ پیوند زد و گفت زندگی همهی ما پر از «جای خالی» است؛ جای خالیهایی که ممکن است در نتیجهی فقدان یک انسان، یک رابطه یا حتی بخشی از گذشتهی ما شکل گرفته باشند.
جعفریزاده سوگ را تجربهای همراه با زندگی دانست و گفت: «هر فقدانی میتواند ما را سوگوار کند. حتی هر روزی که میگذرد، با خودش فقدانهایی کوچک به همراه دارد. یکی از این فقدانها از دست رفتن زمان است؛ هر روزی که میگذرد، ما به مرگ نزدیکتر میشویم. این حرف قرار نیست ما را تاریک و غمگین کند؛ میتواند کمک کند زندهتر باشیم و طرف زندگی بایستیم.»
جعفریزاده در ادامه از سوگ بهعنوان تجربهای یاد کرد که با وجود دردناک بودن، میتواند ارزش زندگی را به انسان یادآوری کند: «سوگ به ما یادآوری میکند که زندگی چقدر ارزشمند است و چقدر مهم است که طرف زندگی بایستیم.»
او در بخش دیگری از سخنانش به تجربهی جلسات حمایتی در سالهای اخیر اشاره کرد و گفت در این جلسات، افراد داخل و خارج از ایران دربارهی تجربههای دشوار خود صحبت میکردند، آنها را به زبان میآوردند، گریه میکردند و یکدیگر را در آغوش میگرفتند. به گفتهی او، بعد از این جلسات بسیاری احساس آرامش بیشتری داشتند.

ماهاندخت صالحی: تجربهی سوگ مسیر صعودی ندارد
ماهاندخت صالحی، دیگر مترجم «سوگ از آن آدمیست»، نیز سخنانش را با اشاره به تجربهی خود بهعنوان روانشناس و مترجم آغاز کرد. او گفت پیش از ترجمهی این کتاب، در جلسات آموزشی و مطالعاتی در کنار ریحان جعفریزاده حضور داشته و یکی از موضوعاتی که همواره دربارهی آن بحث میشده، نظریهی پنج مرحلهی سوگ بوده است.
صالحی دربارهی تفاوت نگاه کتاب با روایتهای رایج از این نظریه گفت: «در بسیاری از کتابها این تصور به آدمها منتقل میشود که باید پنج مرحله را به ترتیب طی کنند؛ اما چیزی که در این کتاب برای من بسیار ارزشمند بود، این بود که چنین الزامی وجود ندارد. تجربهی آدمها همانطور که منحصربهفرد است، در این کتاب هم منحصربهفرد دیده میشود و به آن بها داده میشود.»
او برای توضیح این موضوع گفت: «اگر من برای فقدان یک انگشتر ناراحت هستم، لزوماً قرار نیست این فقدان را به خاطرات یا فقدانهای دیگری پیوند بزنم. ممکن است من صرفاً برای همان انگشتری که دیگر ندارم، سوگوار باشم و همین تجربه ارزشمند و معتبر باشد.»
صالحی در ادامه دربارهی تجربهی نخست خود در ترجمهی کتاب نیز توضیح داد و گفت یکی از مهمترین چالشها، تفاوت فرهنگی میان نویسنده و خوانندهی فارسیزبان بوده است. به گفتهی او، نویسندهی کتاب آمریکایی است و بخشی از تجربهها و استعارههای کتاب در زمینهای فرهنگی شکل گرفتهاند که با فرهنگ ایرانی تفاوتهایی دارد.
او گفت: «در خود روند ترجمه با استعارههای زیادی روبهرو بودیم. برای من مهم بود که این استعارهها طوری به فارسی منتقل شوند که یک خوانندهی ایرانی بتواند با ظرافت معنای آنها را دریافت کند و چیزی برایش مبهم باقی نماند. این کار نیاز داشت که متن بارها مرور و خوانده شود و حتی به ریشه و تبارشناسی بعضی کلمات توجه کنیم؛ اینکه این کلمه از کجا آمده، چه ریشهای دارد و در اینجا قرار است چه مفهومی را منتقل کند.»
صالحی سپس به یکی از ویژگیهای اصلی کتاب بازگشت و دربارهی پنج مرحلهی سوگ توضیح داد: «قرار نیست ما الزاماً از یک مرحله به مرحلهی بعد برویم و در نهایت از درِ سوگ بیرون بیاییم و همهچیز تمام شود.»
او ادامه داد: «تجربهی سوگ حالت صعودی ندارد. قرار نیست مرحلهبهمرحله بالا برویم و به نقطهای برسیم که دیگر سوگ تمام شده باشد. ممکن است جلو برویم، بعد برگردیم، دوباره پیش برویم و دوباره به جایی برگردیم که فکر میکردیم از آن عبور کردهایم. این روند میتواند بارها تکرار شود.»
صالحی با تکیه بر تجربهی حرفهای خود بهعنوان روانشناس گفت یکی از موضوعات مهم در مواجهه با سوگ، دیدن و تحمل کردن فضای خالی ناشی از فقدان است: «تأکیدی که ما بهعنوان روانشناس روی آن داریم، دیدن فضای خالیای است که ایجاد شده؛ نشستن کنار آن فضای خالی و تحمل ابهامی که با آن روبهرو هستیم.»
او افزود: «ما بعد از یک فقدان دیگر همان آدم قبلی هم نیستیم. خودمان برای خودمان تازه و ناشناخته میشویم و بخشی از خودمان را هم در تجربهی سوگ از دست میدهیم.»
صالحی در ادامه به عبارت «زندگی با جای خالی» اشاره کرد؛ عبارتی که در معرفی کتاب از آن استفاده شده است. او این مفهوم را به تجربههای شخصی انسانها از فقدان پیوند داد و گفت: «اگر کمی آرامتر به این مفهوم نگاه کنیم، میبینیم که همهی ما تجربهای از این جای خالی داشتهایم.»
«سوگ از آن آدمیست» نوشتهی اسلون کرازلی با ترجمهی ریحان جعفریزاده و ماهاندخت صالحی از سوی نشر خوب منتشر شده است.

🗣 نظرات (0)