پرکشیدگان
مترجم: حیدر مظلوم
ناشر: چشمه
📖 درباره کتاب
«پرکشیدگان» رمانی از اتیین کرن، نویسنده فرانسوی، است که از زندگی فرانتس رایشلت الهام گرفته؛ خیاط و مخترع اتریشیتباری که در سال ۱۹۱۲ تصمیم گرفت چتر نجات ابداعی خود را با پرش از برج ایفل آزمایش کند. این آزمایش به مرگ او انجامید و نامش را در تاریخ هوانوردی ثبت کرد. کرن با بازگشت به این ماجرا، خواننده را به پاریس آغاز قرن بیستم میبرد؛ دورهای که رؤیای پرواز از خیال به واقعیت نزدیک میشد و آسمان به یکی از مهمترین افقهای تخیل بشر بدل شده بود.
آنچه «پرکشیدگان» را از یک بازسازی تاریخی صرف متمایز میکند، نگاه شخصی نویسنده به این حادثه است. کرن از خلال تصاویر و فیلمهای بهجامانده از پرش رایشلت، میان زندگی خود و او رابطهای برقرار میکند و روایت را به تأملی درباره رؤیا، شکست، جسارت و میل انسان به عبور از مرزهایش تبدیل میکند. همین رویکرد باعث شده است که رمان بیش از آنکه به شرح یک حادثه تاریخی محدود بماند، به پرسشی درباره معنای خطر کردن و دنبال کردن رؤیاها بدل شود.
آنچه «پرکشیدگان» را از یک بازسازی تاریخی صرف متمایز میکند، نگاه شخصی نویسنده به این حادثه است. کرن از خلال تصاویر و فیلمهای بهجامانده از پرش رایشلت، میان زندگی خود و او رابطهای برقرار میکند و روایت را به تأملی درباره رؤیا، شکست، جسارت و میل انسان به عبور از مرزهایش تبدیل میکند. همین رویکرد باعث شده است که رمان بیش از آنکه به شرح یک حادثه تاریخی محدود بماند، به پرسشی درباره معنای خطر کردن و دنبال کردن رؤیاها بدل شود.
✍️ درباره نویسنده
اتیین کرن (متولد ۱۹۸۳) نویسنده فرانسوی است که در آثارش اغلب به سراغ شخصیتهای تاریخی، سرنوشتهای کمتر شناختهشده و لحظههای سرنوشتساز زندگی انسان میرود. او با نگاهی انسانی و زبانی شاعرانه، میان واقعیت تاریخی و تأملات شخصی پیوند برقرار میکند و از دل رویدادهای واقعی، روایتهایی ادبی و عمیق میآفریند. رمان «پرکشیدگان» شناختهشدهترین اثر اوست که با الهام از زندگی فرانتس رایشلت نوشته شده و موفق به کسب جوایز ادبی متعددی در فرانسه شده است.
📖 تکهای از کتاب
چشمهایت بسته است و دستهایت آزاد و رها و سرت کمی کج. کلاه لبهدار بزرگی بر سر داری، دستکشی بهدست و کفشی ورنی به پا. سرهمی تیرهای پوشیدهای و بر شانههایت چیزی مانند بویه نشسته و برجستگی ایجاد کرده است. تو تجسم مهربانی هستی. مانند هنرمندی هستی که موقع تنظیم در برابر طرفدارانش شانههایش تحمل آنهمه عشق و علاقه را ندارد و فرومیافتد.
یکی از پایههای برج ایفل در گوشه بالا سمت راست است. نقشونگارهای روی پایه اشکالی شبیه به چهره را تداعی میکند. درست همان پایین، درختی هست که به شعلهای سیاه میماند.
یکی از پایههای برج ایفل در گوشه بالا سمت راست است. نقشونگارهای روی پایه اشکالی شبیه به چهره را تداعی میکند. درست همان پایین، درختی هست که به شعلهای سیاه میماند.