جنبشهای دینی ایرانی (در قرن دوم و سوم هجری)
ناشر: کتاب پارسه
📖 درباره کتاب
کتاب «جنبشهای دینی ایرانی در قرنهای دوم و سوم هجری» پژوهشی است درخشان که نگاهی فراتر از باورهای کلامی صرف به جریانهای فکری این دوره دارد. غلامحسین صدیقی در این اثر، این جنبشها را نه صرفاً پدیدههایی اعتقادی، بلکه رخدادهایی اجتماعی-تاریخی مینگرد و بر آن است تا بسترها و شرایط اجتماعیِ پیدایش آنها را واکاوی کند. او با بهرهگیری از دادههای تاریخی و نگاهی جامعهشناختی، از تمرکز صرف بر اشخاص و رهبران فکری فراتر رفته و به نقش گروههای شهری و طبقات مختلف اجتماعی در شکلگیری این حرکتها میپردازد و تصویری چندلایه از علل ناآرامیهای آن عصر ارائه میدهد.
یکی از وجوه ممتاز این کتاب، فاصلهگیری آن از روایتهای ناسیونالیستیِ رایج در زمان نگارش است. در حالی که بسیاری از آثار همدوره، این جنبشها را صرفاً در چارچوب کشمکشهای نژادی و ضدیت با اعراب تفسیر میکردند، صدیقی با نگاهی بیطرفانه، ریشههای این ناآرامیها را در ناعدالتیهای اجتماعی و اقتصادی جستوجو میکند. اگرچه این کتاب مطالعهای کلی و جامع از جنبشهای عصر اموی و عباسی به دست میدهد، اما رویکرد تلفیقیِ آن میان تاریخ و جامعهشناسی، همچنان آن را در زمرهی آثاری پیشرو و راهگشا قرار داده است؛ آثاری که با وجود گذشت دههها از نگارش، هنوز جای اثری همتراز و بهجاماندهی آن در مجامع علمی خالی به نظر میرسد.
یکی از وجوه ممتاز این کتاب، فاصلهگیری آن از روایتهای ناسیونالیستیِ رایج در زمان نگارش است. در حالی که بسیاری از آثار همدوره، این جنبشها را صرفاً در چارچوب کشمکشهای نژادی و ضدیت با اعراب تفسیر میکردند، صدیقی با نگاهی بیطرفانه، ریشههای این ناآرامیها را در ناعدالتیهای اجتماعی و اقتصادی جستوجو میکند. اگرچه این کتاب مطالعهای کلی و جامع از جنبشهای عصر اموی و عباسی به دست میدهد، اما رویکرد تلفیقیِ آن میان تاریخ و جامعهشناسی، همچنان آن را در زمرهی آثاری پیشرو و راهگشا قرار داده است؛ آثاری که با وجود گذشت دههها از نگارش، هنوز جای اثری همتراز و بهجاماندهی آن در مجامع علمی خالی به نظر میرسد.
✍️ درباره نویسنده
غلامحسین صدیقی در ۱۲ آذر ۱۲۸۴ در تهران زاده شد، تحصیلات ابتدایی را در مدرسهی اقدسیه و سپس آلیانس گذراند و پس از دیپلم، وارد دارالفنون شد. در سال ۱۳۰۸ برای ادامهی تحصیل به فرانسه رفت و در رشتهی حقوق و جامعهشناسی به تحصیل پرداخت و با علوم جدید آشنا شد، در حالی که همزمان با متون کهن عربی، قرآن و تاریخنگاری سنتی نیز تسلط داشت. او از پیشگامان جامعهشناسی در ایران، استاد ممتاز دانشگاه تهران و نخستین رئیس مؤسسهی مطالعات و تحقیقات اجتماعی بود که در سال ۱۳۲۷ تأسیس کرد و بعدها به دانشکدهی علوم اجتماعی تبدیل شد. روز تولد او، ۱۲ آذر، به نام روز علوم اجتماعی و دکتر صدیقی نامگذاری شده و در سال ۱۳۷۲ نیز یادنامهای با عنوان «همه هستیام نثار ایران» به افتخار او منتشر شد.
📖 تکهای از کتاب
خدای بزرگ قبایل ایرانی ساکن، در آغاز تاریخ ایشان، اهورامزدا بود. موافق رأی اغلب محققان، در قرن هفتم پیش از میلاد مسیح، زرتشت در مشرق ایران دین مزدايی را اصلاح کرد، ولی مذهب او به زودی تعمیم نیافت، بلکه قرنها دین مزدايی اصلاحنشده در سرزمین ایران معمول بود.
کم کم مذهب زرتشتی از مشرق به سایر نواحی ایران رسید، چنانکه در قرن چهارم پیش از میلاد مسیح، این مذهب منسوب به زرتشت در میان مغان دیده میشد و بهمرور عقاید دینی موجود در میان عوام را تا حدی تغییر داده و خود نیز تغییرات و تطوراتی یافت و مذهب غالب شد، بیآنکه جمیع آن تقسیمات جزء را از میان ببرد.
اشکانیان، اگرچه خود را دوستدار یونان میگفتند، ولی به احتمال بیشتر ایشان مذهب زرتشتی داشتند و اسامی پادشاهان این دولت شاهد دلبستگی ایشان به خدایان ملی است.
کم کم مذهب زرتشتی از مشرق به سایر نواحی ایران رسید، چنانکه در قرن چهارم پیش از میلاد مسیح، این مذهب منسوب به زرتشت در میان مغان دیده میشد و بهمرور عقاید دینی موجود در میان عوام را تا حدی تغییر داده و خود نیز تغییرات و تطوراتی یافت و مذهب غالب شد، بیآنکه جمیع آن تقسیمات جزء را از میان ببرد.
اشکانیان، اگرچه خود را دوستدار یونان میگفتند، ولی به احتمال بیشتر ایشان مذهب زرتشتی داشتند و اسامی پادشاهان این دولت شاهد دلبستگی ایشان به خدایان ملی است.