خردمندی در زندگی روزمره

خردمندی در زندگی روزمره

نویسنده: لشک کولاکوفسکی

مترجم: شهاب‌الدین عباسی

ناشر: پارسه

تعداد صفحات۱۶۸
نوبت چاپاول ۱۴۰۵
شابک۹۷۸۶۲۲۴۵۲۰۲۳۴
ژانرفلسفه

📖 درباره کتاب

«خردمندی در زندگی روزمره» نوشته‌ی لشک کولاکوفسکی مجموعه‌ای از گفتارهای فلسفی درباره‌ی مفاهیمی است که در زندگی روزمره با آن‌ها مواجهیم: آزادی، قدرت، دروغ، شهرت، برابری، مدارا، خیانت، خشونت، ملال، فضیلت، مسئولیت و موضوعاتی دیگر. کولاکوفسکی به جای آن‌که این مفاهیم را در چارچوب بحث‌های فلسفی انتزاعی بررسی کند، آن‌ها را به تجربه‌های انسانی و مناسبات اجتماعی نزدیک می‌کند و از دل مسائل آشنا، پرسش‌هایی درباره‌ی اخلاق و رفتار انسان پیش می‌کشد. کتاب در هجده گفتار تنظیم شده است و هر گفتار موضوع مستقلی را دنبال می‌کند.
«خردمندی در زندگی روزمره» را می‌توان مجموعه‌ای از تأملات کوتاه درباره‌ی اخلاق و زیست اجتماعی انسان دانست؛ کتابی که از مسائل معمولی آغاز می‌کند و آن‌ها را به پرسش‌هایی گسترده‌تر درباره‌ی انتخاب، مسئولیت، آزادی و رابطه‌ی انسان با دیگران پیوند می‌دهد. شهاب‌الدین عباسی این اثر را به فارسی ترجمه کرده و کتاب در نشر پارسه منتشر شده است. عنوان اصلی انگلیسی کتاب Freedom, Fame, Lying and Betrayal: Essays on Everyday Life است و عنوان فارسی، با تمرکز بر ایده‌ی خردمندی و تأمل در زندگی روزمره، انتخابی متفاوت برای انتشار فارسی اثر است.

✍️ درباره نویسنده

لشک کولاکوفسکی
لشک کولاکوفسکی (۲۰۰۹–۱۹۲۷) فیلسوف و مورخ فلسفه‌ی لهستانی بود و از چهره‌های مهم اندیشه‌ی اروپای قرن بیستم به شمار می‌آید. او در سال‌های جوانی به مارکسیسم گرایش داشت و بعدها به منتقد جدی مارکسیسم و نظام کمونیستی لهستان تبدیل شد؛ موضعی که به اخراجش از دانشگاه ورشو و ترک لهستان انجامید. کولاکوفسکی در آثارش موضوعاتی چون تاریخ اندیشه، مارکسیسم، دین، اخلاق، آزادی و مسئولیت انسانی را بررسی کرد. کتاب سه‌جلدی «جریان‌های اصلی مارکسیسم» از مهم‌ترین آثار اوست. در نوشته‌های متأخرش نیز با زبانی روشن، کنایه‌آمیز و گاه طنزآلود به سراغ پرسش‌های فلسفی و اخلاقی زندگی انسان رفت؛ رویکردی که در «خردمندی در زندگی روزمره» نیز به‌روشنی دیده می‌شود.

📖 تکه‌ای از کتاب

وزیر خزانه‌داری پیشین بریتانیا در مصاحبه‌ای تلویزیونی، در پاسخ به این سؤال که آیا دوست دارد نخست‌وزیر شود، تا حدی با تعجب گفت مطمئناً هر کسی دوست دارد نخستوزیر شود. این برای من باعث تعجب بود، چون به هیچ وجه مطمئن نیستم همه دل‌شان می‌خواهد نخست‌وزیر شوند. ېرعکس، مطمئنم خیلی از مردم ابداً چنین رؤیایی ندارند. دلیلش هم این۱ نیست که احساس می‌کنند بخت‌شان برای تحقق چنین رؤیای جاەطلبانه‌ای ناچیز است، بلکه صرفاً به این دلیل که فکر می‌کنند این کار، سخت و طاقت‌فرساست: سردردهای دائم، مسؤولیت‌های سنگین و علم به این که هر کاری بکنید در هر حال هدفٍ استهزا و حمله‌های مدام خواهید شد و بدترین نیت‌ها را به شما نسىت خواهند داد.